این هفته با موفقیت گذشت.با اینکه این دو امتحان را یک روز قبل خوندم ولی ازش راضی ام.

هفته دیگه تنها شنبه میرم دانشگاه اونم به  خاطر اینکه استاد طراحی الگورریتم عین ماشین درس میده.به این نتیجه رسیدم بودن یا نبودنم سر کلاس فرقی نمیکنه.با سرعت درس میده و همش باید در حال نوشتن باشی سوالم  بکنی نا مفهوم ج میده.

این هفته استادا خوشحال تر بودند.به گمونم توی دانشگده امون تنش هست که اینقدر به همه فشار میاره.


ادامه مطلب

طبقه بندی: بازاریابی شبکه ای، دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد،

تاریخ : پنجشنبه 7 خرداد 1394 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : s A r a | نظرات
گفتم سر کلاس یکی از بچها از قشر مرفه بی درد  سوالی پرسید
میگفت داری درامد خطی و رسوبی رو جدا میکنی و جفتش برای امنیت شغلیه
منم از کتاب های رابرت کیوساکی جوابشو دادم
هر چند نمیفهمید
برای شمام میذارم که بدونین


[]



طبقه بندی: بازاریابی شبکه ای،

تاریخ : دوشنبه 4 خرداد 1394 | 01:11 ق.ظ | نویسنده : s A r a | نظرات

بالاخره هفته پر ارائه گذشت و هر دو راضی کننده بود

برنا مه بعدی برنامه ی امتحاناته

اما در این هفته چ گذشت؟

از نظر روحی بذار نگم چی شد ولی اخر هفته خیلی خوشحال بودم

خداروشکر که شنبه تعطیل بود وگرنه نمیدونستم با طراحی الگوریتم چکار کنم.استادمون فقط درس میده چه متوجه بشی چه نشی برای همین جزوه این درسم از همه بیشتره چون نامفهومه گرایش ب خوندنش هنوز پیدا نشده

دوشنبه پایگاه داده داشتم و استاد کلا زد تو کازه و کوزه امون ک ای آری ک نوشتی اشتباهه و جالب اینجاست که یکی از بچه ها همون ای آر رو نشون استاد داده و استاد گفته اوکیه خلاصه گفت برو با تی ای ام حرف بزن

حالا تی ای ینی چی ...نمیدونم این کلمه را کی در اورده یعنی tamrin ask

خخخخخخ

تی ای استاد که اومد گفت چرا اون که من کشیده بودم را نشون استاد ندادی در صورتی که اونی که نشون استاد دادم همون بود با این تفاوت که اسمش تغییر کرده بود! من که شاخ دراوردم که آیا اونا حفظ کردن و غیر اونا نمیشناسن؟!

خلاصه اش چارشانبه تو سایت دانشگاه وعده کردیم و ای ار تمام شد و قرار شد که فرداش هم گروهیم  اس کیو الشو برای تی ای بفرسته که هنوز نفرستاده بقیه کاراشم اینجانب کشیدم

توی کلاس تاریخ ارائه خلافت امام علی داشتم.به خاطر داشتن لوزه سومم صدام ضعیفه و جیغی میاد بیرون هر چند خیلیا طرفدار همین صدا هستن ولی خوبیش اینه که چون خوب صحبت میکنم همه گوش میدن و ساکتن. البته قبلا اینطوری نبود وقتی رفتم پنبه ریز و با افراد مختلف صحبت کردم یاد گرفتم.بعد از ارائه همه دست زدن و استاد و بچها با رضایت کامل بهم نگاه کردن این یعنی سه نمره را گرفتی

چهارشنبه صبح زود آزمایشگاه فیزیک 2 داشتم توی لیست گذارش ها 3 تا 20 وجود داشت و بقیه بی نمره

من و سمانه هم گروهیم عزممونو جمع کردیم همه گذارش ها رو نوشتیم و یکم استاد میخواست گیر بده که خط فکریشو عوض کردیم و همه اش اوکی شد.چارشنبه هفته دیگه هم امتحانشه

بعد ارائه تجارت الکترونیک در مورد بازاریابی شبکه داشتیم.من اسلاید ها رو داده بودم همگروهیم که درستش کنه رو همشون تایم و انیمیشن 2-3دقیقه ای گذاشته بود و این باعث میشد سرعت اومدنش کم بشه .یک ربع قبل از این که کلاس شروع بشه سریعا زمانشو درست کردم وفیلمی که نمیخوند را روش اوکی کردم

قبل از ارائه احساس کردم گشنمه ولی وقتی برای بیرون رفتن نبود چون استادمون درو قفل میکنه تا با کسانی که دیر میان سر کلاس برخورد جددی بشه

این دفعه نسبت به دفعه های قبل زودتر اومده بود.سریعا ی هویج برداشتم به نظرم بهتر بیسسکوییت بود و ارائه را با نام خدا شروع کردم

قبلش میخواستم بدونم چند نفر در مورد موضوع اطلاع دارن و بعضیها از خودم شنیده بودن ویکی دو تا هم فقط اسم شنیده بودن و نمیدونستن چیه.

موقع ارائه همه گوش میدادن به جز 4تا از خانم ها تا اخر کلاس گوش ندادن و نگاه سرزنش امیز هم فایده نداشت.

بعد ارائه بچه ها شروع ب سوال کردن.یکی از هم کلاسیام که از زمانی اونو شناختم  حالت تدافعی داشته از اون قشر ادمای مرفع بیدرد که نوک بینیشونو میبینن و حمایت بابا رو دارن سوالات بی ربطی میکرد و دنبال شنیدن جواب یا بالا بردن اطلاعاتش نبود یکی از حرفاشو ج دادم و بقیه اش را به هم گروهیم واگذار کردم به نظرم حرف بی مفهوم جواب بی مفهوم هم میخواست

یکی دیگه مال کلاس ما هم نبود چون ترم پیش به طور اتفاقی زمانی که دوستم ارائه تجارت الکترونیک داشتم  رفتم سر کلاس اون در حال ارائه بود.اسمش را نمیدونم .پوست سرش هم ریزش داشت. میگفت من تو سه تا از شرکت ها بودم.نیوشا وپنبه ریز و گلد کوئست و این شرکت ها مجوز ندارن؟برای اینکه بدونم  با چ شخصیتی طرفم شغلش را پرسیدم و بیکار بود.توی هیچکدوم از شرکت ها کار نکرده بود و فقط گذری رد شده بود.

خیلی جواب راحته.این کار جزو پنج شغل سخت دنیاست و هر کسی نمیتونه کار کنه.پس دنبال بهونه میگردن که اینکارو انجام ندن.هر چند کسی مجبورشون نمیکنه ولی اونو همه چیزا ب خود میگیرن و میخوان ج بدن.

از اون قشر ادمایی بود که فقط ایراد میگیره چون اگه مجوز براش مهم بود زمانی که ازش پرسیدم میدونستی گلد کوئست مجوز نداره و گفت اره میدونستم نمیرفت

با این ادما تک و توک مواجه میشم هر چند این ها هم لمی دارند ولی ترجیح میدم پیدا نکنم و به مسیر خودم ادامه بدم.بعد از ارئه متوجه شدم که اکثرا دید خوبی بهش ندارن! بعد یکی از همکلاسیام که اونم به سختی توجیه میشه جوابشو داد

ارائه خوبی بود و همه راضی بودند و یکی از بچه ها پرسید من چطور میتونم این کارو انجام بدم؟

نمیدونم استاد چ نظری داده ولی از روی چهره اش میشد تشخیص داد که گوش میده و داره روش فکر میکنه.

کلا عجیبه سه روزه خوابشو میبینم یکی قبل از ارائه و دو بار بعد از ارائه نمیدونم چرا ولی مطمئن چیزی هست که هنوز ازش اطلاعی ندارم شاید سوال بی جوابی توی ذهنش هست.

البته سوال بی جواب ک زیاد هست چون کلی صحبت کردم

فردا تربیت بدنی کتبا امتحان دارم و در یک روز همه رو خوندم

دوستم میگفت یه روزه نمیشه و چطور 60 صفحه را میخونی ولی برای من عادی چون سرعت مطالعه ام وحشتناک زیاده و به روزی 300 صفحه میرسه

داشتنا زندگی هلن کلر را تموم کردم و خیلی دوست دارم کسی مثل اون را توی تیمم بیارم .چون چیزی که ادمارو محدود میکنه شرایط و خانواده و شرکت و پلن نیست بلکه خودشون باورشون نسبت به خودشونه که محدودیت ها را میسازه

یه زیر مجموعه دارم اون اول 2 میلیون هم نمیتونست تصور کنه از فکر کردن بهش واهمه داشت وخیلیا این طورین

 

در جواب اقای امیر عباس که شمارشونو گذاشتن و گفتن که نیوشا بودن پنبه ریز بودن و حالا شرکت بیز هستن:

برادر من اگر همه شرکت ها هم بری جایی  پیدا نمیکنی ک میخوای بهترین باشن باید بدونی چرا نتورک کار میکنی

قبل از اینکه بیام توی این شغل شرکت ها رو بهم معرفی کردن ولی من بهترین را انتخواب کردم چون پنبه ریز را اکثریت میشناسن و تلاش برای شناساندن اسم شرکت نمیخواد.دوم جو کاری که توی پنبه ریز هست خانوادگیه و این چیزیه که میخوام تا وقتی به خانودم میگم پنبه ریزم مطمئن باشن چ افرادی هستن.سوم نیوشا خرید 500 تومنی داره و انگار باید حتما همه محصولات را خودت بخری.بیز هم حتما باید مجموعه بگیری  و کلا شرکتیه که نمیخواد پول بده

و در کل فقط پنبه ریز را میمونم چون اولین و اخرین شرکتیه ک باش کار میکنم و میدونم جواب تمامش در درون منه نه عوض کردن شرکت ها

بهت پیشنهاد میکنم کیمیاگرو بخون

 

بامید موفقیت  های این هفته

شاد باشید

سارا




طبقه بندی: بازاریابی شبکه ای، دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد،
برچسب ها: نتورک، استاد، ارائه، تجارت الکترونیکی، خلافت امام علی، نجف اباد،

تاریخ : جمعه 1 خرداد 1394 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : s A r a | نظرات
امروز هیچ درسی نخوندم
دیروز دوستم  خیلی ترسوندم که استاد جبل سخت میگیره و تو ام از 6 نمره 0/5 شدی
با خود استادم که حرفیدم به نظر نمیومد دل رحم باشه
در کل خیلی استرس گرفتم و درس نخوندم
در عوض دو تا کتاب خوندم
یکی کتاب خواستن توانستم است از سر ریچارد برانسون .خیلی با خال بود زندگی خودش بود کلی کیف کردم
یکی ام هلن کلر
در کل 400 صفحه ای شد
خداییش اگر درسم همینجور میخوندم الان پروفسور بودم


تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 07:13 ب.ظ | نویسنده : s A r a | نظرات
دقت کردین هر چی درس بی اهمیت تر باشه استادش بدتره
ازمایشگاه فیزیک دو ما هم همینطوره
یا درس نظریه زبان و ماشین
حالا شاید بشه گفت طراحی الگوریتم بشه سخت گرفت چون برای ارشد هست ولی اون دوتا که نیست
اخرش این داشنگاه ما را دیوونه میکنه
بسکی دانشجوها نفرین کردن داشنشگاهش نفرین شده شده


تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : s A r a | نظرات
تعداد کل صفحات : 102 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • طرفداران قرمز